|
|
|
|
|
مدتها فکر می کردم که هر آدمی باید بداند که توی زندگی اش به کجا می خواهد برسد. بعدها فهمیدم که اساسا قرار نیست آدم، آخر عمرش به جایی برسد. بلکه صحیح تر است بگوییم که هر انسانی آخر عمرش به چه چیزی «تبدیل می شود». مثل کاغذی که وقتی می سوزد تبدیل به خاکستر می شود؛ مثل بذری که وقتی عمرش تمام می شود تبدیل به یک درخت یا بوته گل می شود.اما انسان، می تواند تبدیل به چیزهایی شود که برای مدتها پس از مرگش زنده بمانند.
هرکس.. در یک نقطه از مسیر زندگی خود... باید تصمیم بزرگی بگیرد... اینکه میخواهد تبدیل به چه چیزی شود.... چیزی که از ما باقی می ماند... همیشه هم آنقدر سبک نیست که باد بتواند آنرا با خود ببرد...
می خواهم،
شعری شوم برای عاشقان لالایی شوم برای کودکان داستانی شوم برای بچه ها ترانه ای شوم برای کوچه ها و آهنگی، که تنهایی زمین را گوشزد کند. شعر از رضای عزیز پس از مرگم
مرا بسته بندی کن و در تابوتی بگذار. نگذار کلاغهای بد صدای بد قدم با جسد بلاتکلیفم عشق بازی کنند. نگذار دستهایم از روی سینه ام کنار برود و حالت التماس بگیرد. نگذار مشتم پیش کسی باز شود. آبرو داری کن... آن وقت پس از دفن من از سر آسودگی نفسی بکش و خدایت را شکر که از شر من خلاص شدی. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت توسط دنیا
|
|
||
|
|
|
|
|
ديشب دلم يه سوزش عجيبي داشت...
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم دوستت دارم تا روز قيامت داشتنت نباشه قسمت ......چشم به راه تو مي مونم با دلي پر از صداقت توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد1386ساعت توسط دنیا
|
|
||
|
|
|
|
|
خدایاااااااااااااااااااااااا وقتی ماه را در آسمان می بینم قلب کوچکم چه شاد می شود که چشمانم هنوز یارای دیدن نور را دارد بارها زیر لب زمزمه کردم الهی و ربی من لی غیرک......ولی این بار وجودم فریاد می زند الهی و ربی من لی غیرک .....چرا که از آدمیان خسته ام خدایم الهی ! در سکوت افتاده ای بیش نیستم ، تو دلیل سکوتم را می دانی ، و این فرقه چه آسان سکوتم را هم محکوم کردند . الهی ! می گذارم تا باز هم بگویند ، چرا که تو را دارم و تو مرا بس الهی ! گفتی خریدار دل شکسته ای ، آوردمش ولی ارزان نمی فروشمش . میدانم بهتر از تو خریداری پیدا نمی کنم میدانم با من راه می آیی الهی ! ببین در راه مانده ای هستم دلتنگ وصال ، دلتنگ آغوش یار ، دلتنگ شنیدن صدای قلب یار . الهی دریاب الهی ! خدایم !یاری ام ده که در مقابل این قوم هیچوقت سر تعظیم فرو نیاوردم چرا که سجده گاه من و تعظیم من فقط و فقط برای توست الهی ! یاری ام ده مقاومت کنم و بر نامهربانان لبخند بزنم . الهی یا ربی دل بی کینه عطا کن ، دل بی کینه عطا کن خدایم الهی ! وقتی غنچه ای کوچک با نور خورشیدت شکوفا میشود وای به احوال من که با نور تو قلبم تاریک بماند و به روشنایی سلام نکند . خدایم ! حرف بسیار است در خلوتهایم برایت سخنها دارم .. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت توسط دنیا
|
|
||
|
|
|
|
|
کنترل موس توسط صفحه کلید برای فعال کردن این امکان فقط کافی است کلید های زیر را با هم فشار دهید Left Alt + Left Shif + Num Lock
حالا باید روی گزینه ok کلیک کنید.
تغییر نام دسته جمعی فایل های(تصویری و صوتی و عکس و ....) مثلآ ده ها عکس از جشن تولد خود با دوربین دیجیتال گرفته اید اما بعد از انتقالشان به کامپیوتر متوجه میشوید که هر عکس یک شماره بی مسما پیدا کرده است در ویندوز xpشمامیتوانید این شماره ها را یکجا به هر اسمی که دوست دارید تبدیل کنید. 1- به پوشه ای که عکس ها در آن قرار دارد بروید 2- از منوی view نمای Thumbnailsرا انتخاب کنید 3- تمام عکس های را که می خواهید اسمشان عوض شود یکجا انتخاب کنید(Ctrl+A) 4- روی اولین عکس کلیک راست کرده و گزینه Rename را انتخاب کنید 5- اسم اولین عکس را تغییر دهید (مثلآ:Hossein)وسپس در فاصله خالی بین این عکس و عکس بعدی کلیک کنید. آنگاه تمام این عکسها به ترتیب به Hossein(1).Hossein(2).Hossein(3)و.... تغییر خواهد کرد.
تبديل صدای شروع ويندوز به آهنگ مورد نظر برای اينکه صدای شروع ويندوز خود رااز حالت کنونی به حالت دلخواه در آوريد بايد به دستورات زير عمل نمايد. 1-ابتدا موزيک دلخواه خود را به حالت wave در آوريد 2-به control panel رفته روی گزينه Sounds and Audio Devices کليک کنيد 3-به منوی sound رفته ودر قسمت events program به دنبال گزينهstart windows بگرديد 4-در زير events program روی browse کليک کنيد و music دلخواه خود را انتخاب کنيد توجه: music انتخاب شده در حد امکان کوتاه باشد. مثلا در حد 20 يا 30 ثانيه زيرا وقتی که windows با لا مي آيد شما نمی توانيد music را قطع نمايد.
سایت مورد علاقه دم دست اگر به سايتی مانند این مي رويد که به آن علاقه داريد و می خواهيد اسم آن را در فهرست آدرس بار داشته باشيد. وقتی در اين سايت هستيد Ctrl+D را هم زمان با هم فشار دهيدو اکر به سايت مورد نظر خيلی علاقه منديد و میخواهيد به بعد از هر بار باز کردن Explorer Internet این سايت به نمايش در بيايد برنامه Explorer Internet را باز و سپس از منوی tools روی گزينه Internet options کليک کنيد ودرقسمت address نام سايت مورد نظر راتايپ کنيد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
در اين ترفند قصد داريم روش هاي بسيار جالبي را به شما معرفي كنيم كه با استفاده از آنها ميتوانيد سيستم خود را تنها با استفاده از چند كليد موجود بر روي صفحه كليد Standby ، Hibernate ، Logoff ، Restart ، Shutdown و Switch User نماييد. لازم به ذكر است كه كمتر كسي از اين ترفندها آگاه است و همچنين با استفاده از آنها ميتوانيد سرعت كار با كامپيوتر را بيشتر كنيد.
بدين منظور: براي Shutdown كردن: براي Restart كردن: براي Standby كردن: براي Hibernate كردن: براي Loggoff كردن: براي Switch User كردن: آيا ميدانيد که چگونه ميتوان در نشانه های اينترنتي دامن com.را بدون تايپ نوشت؟ براي اين کار ابتدا بايد نام سايت مورد نظر را تايپ کرده سپس کليد Ctrl را نگه داشته . سپس کليد Enter را فشار دهيد.
برای خودتان یک محافظ صفحه نمایش درست کنید یک روش عالی برای استفاده از عکس ها و تصاویرهایتان درست کردن یک Screen Saver با عکس های مورد نظرتان به این ترتیب است: 1-روی یک نقطه ی خالی Desktop راست کلیک کرده و بر روی گزینه properties کلیک کنید 2-به قسمت Screen Saver بروید 3-در فهرست Screen Saver گزینه My Pictures Slideshow را انتخاب کنید.
4- روی دکمه Settings کلیک کنید در پنجره گزینه این محافظ شخصی اول از همه باید شاخه ای را که محتوی تصویرتان است مشخص نمایید.بنابراین دکمه Browse را فشار دهید و پوشه مورد نظرتان را انتخاب کنیید سایر تنضیمات را مطابق میل خود انجام دهیید و دست آخر دکمه OK را فشار دهیید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
اگر بخواهیم از طریق سایت ایران اس ام اس باکس اس ام اس بفرستیم اول در این سایت عضو میشویم. بدین ترتیب که وقتی وارد این سایت میشویم در سمت راست روی گزینه عضویت کلیک میکنیم کادر باز شده سوالاتی از این قبیل :
۱. نام: در این کادر نام دلخواه خود را وارد میکنیم. ۲ .نام خوانوادگی: در این کادر نام خوانوادگی دلخواه خود را وارد میکنیم. ۳. جنسیت:در این کادر جنسیت را مشخص میکنیم. ۴. ایمیل شما:در این کادر ایمیلی را که میخواهید برایش اس ام اس بفرستیم را وارد میکنیم. ۵. تلفن: در این کادر یک تلفن اختیاری را وارد میکنیم. 6. موبایل: شماره موبایلی را که میخواهیم برایش اس ام اس بفرستیم را وارد میکنیم 7. ادرس: در این کادر ادرس را وارد میکنیم. 8. تاریخ:در این کادر مشخصات روز ماه وسال تولد را به دلخواه وارد میکنیم 9. تحصیلات:یکی از موارد را انتخاب میکنیم 10.نام کاربری: در قسمت نام کاربری یک نام 6 حرفی را وارد میکنید 11. کاربر معرف:در این قسمت هم یک نام وارد میکنیم بعد از پر کردن تمام موارد الزامی ستاره دار روی دگمه تایید کلیک میکنیم. بدین ترتیب اس ام اس شما فرستاده میشود. بعد از فرستادن اس ام اس از طرف این سایت یک اس ام اس برای شما فرستاده خواهد شد که حاوی کلمه عبور و رمز عبور خواهد بود بدین ترتیب شما رمز و کلمه عبور را وارد میکنید و وارد قسمتی میشوید که میتوانید متن اس ام اس خود را تایپ کنید و به شماره دلخواه بفرستید. بعد از پر کردن موارد الزامی از قبیل شماره شخص یا اشخاص مورد نظر یپام تصویری زیر را پر کرده و روی گزینه ارسال کلیک کنید.بدین ترتیب اس ام اس شما فرستاده می شود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
آری آغاز دوست داشتن است
می گويند یك روز لیلی براي مجنون پیغام فرستاد که انگار خیلی دوست داری من را ببینی ؟ اگر نیمه شب بیايی بیرون شهر ، کنار فلان باغ ، من هم می آیم تا ببینمت. مجنون که شیفته دیدار لیلی بود ، چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست. ولی مدتی که گذشت خوابش برد. نیمه شب لیلی آمد و وقتی او را در خواب عمیق دید ، از کیسه ای که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ریخت داخل جیب های مجنون و رفت. مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود، آهی کشید وگفت : ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . و افسرده و پریشان برگشت به شهر. در راه يكي از دوستانش او را دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟ و وقتی جریان را شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه ! چون نشانه این است که لیلی به دو دلیل تو را خیلی دوست دارد ! دلیل اول این که : خواب بودی وبیدارت نکرده ! و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بیدارش کنم ؟ و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکنی و بخوری! مجنون سری تکان داد و گفت : نه! او می خواسته بگويد : تو عاشق نیستی! اگر عاشق بودی که خوابت نمی برد! تو را چه به عاشقی؟ بهتره بروی با گردوها بازی کنی! در ذات خدا رفتن او را جستجو کردن محالست برای رانده شدن از بهشت موعود میان ادم و حوا مقصر راپیداکردن محالست در میان ظلمت شب به دنبال خورشید بودن محالست میان ذره ی هستی به دنبال ذره گشتن محالست میان خیر و شر هیچ ندانیم کدام شر است کدام خیر این امر محالست میان پادشاهان مثل کورش و نمرود به ان خوبی و به ان بدی پیداکردن محالست میان دنیای نامردمان دنبال مرد گشتن محالست میان این همه دروغ و نیرنگ زندگی چون فرشتگان کردن محالست میان این همه عاشق های پوشالی چونان شیدای نیمه جان به دنبال مجنون گشتن محالست درون دریای داغ عشق با تن سوخته از عشق شنا کردن محالست بند زدن چون قوری چینی دل شکسته عاشق محالست چو کبوترجلد بر سر ویرانه عشق با بال زخمی نشستن محالست در این دنیای دون واین همه پستی زنده بودن چون مردگان محالست میان تند باد حادثه ها شمع نیمه جان امید را روشن نگه داشتن محالست بهتر است که ساکت باشیم و بنظر دیوانه برسیم، تا اینکه صحبت کنیم و همه تردید ها را از بین ببریم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
آشنايي با خانواده همسر هديه تهراني اين بار ديگر نه شايعه است نه كذب بالاخره هديه تهراني بي سر و صدا رسما از دنياي تجرد خارج و به جزگه متاهلان پيوست . خبر ازدواج هديه تهراني بارها و بارها تيتر اول مجله هاي مختلف كشور بود اما خيلي زود بي اساس بودن ان مشخص مي شد همين تابستان 85 بود كه سوپر استار مشهور سيماي ايران بالاخره اپارتمانش در ولنجك را رها كرد و منزلي در خيابان مطهري خريد تا با مادرش زندگي كند. در حاشیه سفر احمدی نژاد به اصفهان آیا من زنده ام ؟ آیا تو مانده ایی؟ آیا من و تو ما می شویم ؟ چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم ؟ خانه اش ویران باد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
سياست يعني... يک روز يک پسر کوچولو که مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه : پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟ پسر کوچولو نصف شب با صداي برادر کوچکش از خواب مي پره. ميره به اتاق برادرکوچکش و مي بينه زيرش رو کثيف کرده و داره توي گُه خودش دست و پا ميزنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هرکاري مي کنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق کلفت شون که اون رو بيدار کنه، مي بينه باباش توي تخت کلفت شون خوابيده و داره ترتيب اون رو مي ده. مي ره و سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه . منبع: از ورق پاره های امیر خان سیادت |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 28 فروردین1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
مرد: خداوندا، چرا چشمهاي زن را اينقدر زیبا آفريدي؟! خدا: براي اينكه با اين چشمان زيبا تو را ببينيد و تو را مست سازد. مرد: خداوندا، چرا لبهاي زن را اينقدر زيبا آفريدي!؟ خدا: براي اينكه ترا ببوسد. مرد: خداوندا، چرا پوست زن را اينقدر لطيف آفريدي!؟ خدا: براي اينكه تو آن را لمس كني و لذت ببري. مرد: خداوندا، چرا زنها را اينقدر احمق آفريدي!؟ خدا: براي اينكه بتواند عاشق موجود بيخاصيتي مثل تو بشود و از تو نگهداري كند ای آریایی! در انتظار کدامین سوار سفید پوشی که تو را به سرزمین آرزوهایت برساند ، نشسته ای !؟ به سرزمین کوروش ایمان بیاور که اینجا بهشت ماست... اعلام شده که تهران يکي از ده شهر نامطلوب جهان براي سکونت شناخته شده اما تهران جذابيت هاي منحصر بفردي هم دارد که در هيچ جاي دنيا نظير ندارد: 1- تهران تنها شهري است که در آن مي توانيد وسط خيابانهاي آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن هاي لباس هاي مدل جديد برويد، در تاکسي نظرات سياسي تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما براي ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.
2- تهران تنها شهري است که در آن دو نفر روي دوچرخه مي نشينند، چهار نفر روي موتورسيکلت مي نشينند، شش نفر توي ماشين مي نشينند، 25 نفر توي ميني بوس مي نشينند و 60 نفر سوار اتوبوس مي شوند.
3- تهران تنها شهري است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد مي شوند، اتومبيل ها حتما روي خط عابر پياده توقف مي کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور مي کنند.
4- تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور مي کند.
5- در تهران از همه جاي ماشين ها صدا در مي آيد، جز از ضبط صوت آنها.
6- در تهران هيچ جاي زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه آن جاهايي که ديده نمي شود هم نگاه مي کنند.
7- همه در خيابان ها و پارک ها با صداي بلند با هم حرف مي زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.
8- تهران تنها شهري است در دنيا که همه صحنه هاي فيلمهاي بزن بزن را در خيابان هاي شهر مي توانيد ببينيد، اما تماشاي اين فيلمها در سينما ممنوع است.
9- مردم وقتي سوار تاکسي مي شوند طرفدار براندازي هستند، وقتي به مهماني مي روند اصلاح طلب مي شوند و وقتي راه پيمايي مي کنند محافظه کارند و وقتي سوار موتورسيکلت مي شوند راست افراطي مي شوند.
10- رانندگي در تهران مثل سياست ايران است، هرکسي هر کاري دلش بخواهد مي کند، اما همه چيز به کندي پيش مي رود.
11- ماشين ها در کوچه هاي تنگ با سرعت 70 کيلومتر حرکت مي کنند، در خيابانها با سرعت 20 کيلومتر حرکت مي کنند و در بزرگراهها پارک مي کنند تا راه باز شود.
12- و تهران تنها شهري است در دنيا که در شمال شهرمردم در سال 2008 ميلادي زندگي مي کنند و در جنوب شهر در سال 70 هجري قمري!!!
خداوندگارا همه ممالک دنیا را به سمت پیشرفت رهنمون شدی ، ما را عقب گرد فرمودی تو را شکر می گوییم که لذت زندگی در تاریخ صدر اسلام و حتی جاهلیت قبل از آن را به ما نمودی ! خداوندا اگر چه شکمهایمان گشنه است اگرچه حقوقی نمی گیریم اگرچه هزار آرزو در یک جیب و هزار تومان در جیب دیگر داریم تو را شکر می گوییم که ما را از نعمت انرژی اتمی برخوردار خواهی کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاری قرار دادی . فقط خداوندا کاری نکن که ما را از چشم بیرون بیاورند و در زباله دان بیندازند ! خداوندا اگر چه ما را اجازه آزادی نفرمودی تو را شکر می گوییم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندی که در عاشورا یاد بازماندگان خاندان پیامبر را عزیزتر بداریم ! خداوندا اگر آزادی نداریم ، اگر هر روز بر سرمان می کوبند لا اقل چندین مجلس داریم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبیک گفته رای می دهیم پروردگارا تو را شکر می گوییم که به ما نعمت انجام واجبات اعطا نمودی ! خداوندگارا تو را شکر می گوییم که به ما نجابتی همانند اسبان، وفاداری همچون سگان ، اجماعی همچون گوسپندان و هوشی همچون ماهیان آموختی و بدین وسیله اشرف مخلوقات خود کردی ! گویند اگر کسی در عمر خود جهاد نکند و آرزوی آن نیز نداشته باشد کفر ورزیده خداوندا تو را شکر می گوییم که 1000 دشمن برایمان آفریدی و هر روز به تعدادشان می افزایی طوری که هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داریم و جز جهاد در راه تو راهی نداریم ! خداوندگارا وارثان سنت انیشتین را بر ما مسلط نمودی که دانشمان بسیار افزودند . پروردگارا به کدامین ملت اینگونه لطف نمودی که وراث سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهی خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نیاوردی ولی ما را نعمت کارت هوشمند دادی که اسراف نکنیم و اینگونه از گناهان برحذر داشتی تو را شکر می گوییم ! پروردگارا اگر چه در این سی سال در کارخانه ها را یکسره بستی ولی در هزار مسجد گشودی تو را شکر می گوییم که معنویت را به ما هدیه دادی ! پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران این مملکت بنگر ای تو که هر روز نعمت دیدن روز قیامت را به آنها ارزانی داشتی ! خدایا همه پا برهنه ایم ولی شادمان منتظر نیروگاه اتمی می مانیم تا دردمان دوا نماید تو را شکر می گوییم که دروازه های خیال را بر ما گشودی ! چنان پایه های شوکت ما را بلند نمودی که تمام مملکت فرنگ بر ما شوریدند . خداوندگارا تو را شکر می گوییم اما بد نیست کمی تعدیل می داشتی؟ هر چه بگویم کم است از محبت های هر سال تو اما امسال ما را خواهشیست از درگاهت که بیا و بزرگی کن این همه نعمت را در این مکان متمرکز نکن که شاید از چشم زخم حسودان ما را گزندی رسد . بیا لطف کن این آبادگران را مملکتی دیگر محض عمران بنما ، اصلاح طلبان را سرزمین دیگری محض اصلاح از آسمان بفرست . لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان . حماس را قیمی دیگر عطا فرما . پول نفت مال تو ، ما را قدری میوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به امرای فرنگ ببخش از برای ما همان کمی آرامش مقدر فرما . شوکت را به هر که می خواهی شوهر بده برای ما به همان اعتبار پسنده کن . تمدن 2500 ساله نمی خواهیم مردم ما را کمی فکر هوشمندانه عنایت فرما . چوپان نخواستیم گوسپندی ما را درمان نما . خداوندا معنویتمان چنان زیاد شده که پاسبانها ی سر گذر قطاع الطریق گشته اند دیگر معنویت کافیست ما را کمی آزادی عنایت فرما . پروردگارا می بینی که هر چه تو نعمت می دهی ما به نصف قانع شدیم لطف بنما این نصفه را عنایت کن و لطف از این فرا تر منما! منبع: از ورق پاره های امیر خان سیادت ... گلم آرزویم این است: نتراود اشک از چشم تو هرگز مگر از شوق یار نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد وتو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 28 فروردین1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
مژده به همه ی کردهای عزیز يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت كاش ميشد بر جدايي خشم كرد شاخه هاي نسترن را با تواضع پخش كرد نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم..?.. چون دنيا يه روز تموم ميشه. .?.. نميخوام بگم که مثل گلي. .?.. چون گل هم يه روز پژمرده ميشه. ?.. نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس. ?.. چون شب هم بالاخره تموم ميشه.. ?. نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي. ?.. چون اب که هميشه پاک نميمونه.. ?. نميخوام بگم که دوستت دارم. .?.. چون منکه اصلا دوستت ندارم. .?.. بلکه من عاشقتم تقديم به تنها ترينم گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که ايییییی یه روز به يه قزوينيه مي گن چرا زن نگرفتي!! مي گه: هنوز برادرزن مورد علاقه مو پيدا نكردم چرخش روزگارو ببين: سوسک از موش مي ترسه موش از گربه گربه از سگ سگ از مرد مرد از زن زن از سوسک ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش ((( بقیه اش هم به خاطر گل روی آقا شاهین حذف شد))) پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت توسط دنیا
|
||
|
|
|
|
|
جنسيت مهم نيست عاشق روزي هستم که بتونم دوست ذهن و فکر آدمها بشم. بدون توجه به جنسشون. خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان
بايد از جان بگذرد هر كه شود عاشقشان وقتي مي ساختند پيكرشان سنگي در آن بود كه شد دلشان وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست! آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از | ||